چتد وقت قبل مهمان همسایه رو به رویی بودیم. پیرزن و پیرمرد جالبی هستن. درآمدشون از توزیع عسل طبیعی و فروش کارهای دستی خودشونه. ۶ماه سال اینجا و ۶ ماه دیگه نزدیک آتلانتا زندگی می کنن. خونشون سیستم گرمایش نداره و اون ۶ ماه سال کاملا غیر قابل سکونت میشه. وقتی وارد خانه شدیم، با یک چیزی تو مایه های خانه ارواح و یا خانه خانم هاویشان رو به رو شدیم. از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشد. مهمان های دیگه هم جالب بودن، یه استاد ۹۰ساله سرامیک که هنوز هم افتخاری در دانشگاه کار می کنه و زن ۹۲ سالش در خانه سالمندانه. یک خانواده که آقا حدودا ۶۰ ساله و استاد بازنشسته زیست شناسی دانشگاه بود ولی الان برای سرگرمی و امرار معاش راننده اتوبوس دانشگاه هست. و یک خانواده که آقا حدودا ۶۰ ساله و ارتشی هست و در زمان جنگ عراق و افغانستان هم همانجا حضور داشته و الان دانشجوی لیسانس پرستاری بود. اینجا تقریبا فقط و فقط ایثارگران و ارتشی ها از امکانات کاملا رایگان تحصیلی بهره من میشن. این آقا هم به گفته خودش برای دوران بعد از بازنشستگی اش الان داره درس می خونه که بتونه بعدا به عنوان پرستار کار بکنه. خانم هم دچار آرتروز شدید گردن و دست بود و علتش رو پارو کردن برف زیاد در نبودن همسرش به هنگام اعزامش به جنگ عنوان کرد. مهمانی به سبک پات لاک بود. من دسر برده بودم و صاحبخانه هم غذایی درست کرده بود و بقیه هر کدام سالاد و برنج آوردن. تقریبا غیر از دسر خودمان هیچکدامش اصلا قابل خوردن نبود. سوالی که از ما میپرسیدن و اصرار داشتن صادقانه جواب بدیم این بود که چه چیزی در آمریکایی ها بیشتر دیدید که شما را متعجب کرد؟ هر چی تلاش کردیم نشد صادقانه جواب بدیم. جواب صادقانه اش اینه: بیشترین چیزی که من رو سوپرایز کرد شلختگی و شلوغی خانه ها بود. بیشتر خونه های آمریکایی که میریم اصلا حتی برای همان مهمانی هم مرتب نشده. البته این خودش نشان دهنده اینه که افراد برای خودشون زندگی می کنن و نه دیگران و نظر اونها. اصلا از اینکه کسی خانه اشان را در اون وضعیت ببینه شرمی ندارن. نکته بعدی سبک مهمانی ها هست. هدف از مهمونی دور هم بودنه و میزبان به هیچ عنوان زحمت آنچنانی برای اون مهمانی نمیکشه. در واقع فقط مکانش رو در اختیار قرار میده، حتی غذا ها هم به صورت پات لاک هر مهمانی باید یه چیزی بیاره. چیزی که هیچ وقت در ایران ندیدم و فکر نکنم دیدنش به عمر من قد بده. توی ایران هی باید به صاحبخانه گفت، تو روخدا بیاید، اومده بودیم خودتون رو ببینیم.... نکته دیگه امید به زندگی هست، توی ایران افراد وقتی به ۶۰-۷۰ سالگی می رسن کلا خودشون رو از همه چیز کنار می کشن، اصطلاح این که از ما گذشته و ما دیگه پیر شدیم و این مال جوون هاست و... رو هممون زیاد از زبانشون می شنویم ولی اینجا ۶۰ سالگی اول میانسالی به حساب میاد. قبول دارم که فشارهای اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی در کشورهای مختلف بر روی امید به زندگی افراد تاثیر به سزایی داره ولی، روحیه مثبت و پرانرژی حتی در یک کشور جهان سوم می تونه تاثیرات زیادی بر طول و کیفیت عمر داشته باشه. دلاویزترین...
ما را در سایت دلاویزترین دنبال میکنید
برچسب: مهمانی به سبک غربی, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 1:06